فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دفعهٔ اول

تأییدنشده

zum ersten Mal
عبارت

مثال با zum ersten Mal

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۱Ich sehe so etwas zum ersten Mal.

اولین باره همچین چیزی میبینم.

عبارت

  • دفعهٔ اولدَفعهٔ اَوَلتأییدنشده

مثال‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۲Auf meiner Reise nach Australien habe ich zum ersten Mal den Äquator überquert.

در سفرم به استرالیا برای اولین بار از استوا گذر کردم.

۱Ich sehe so etwas zum ersten Mal.

اولین باره همچین چیزی میبینم.

۳Tom aß zum ersten Mal eine süße Limette.

تام برای اولین بار یک لیمو شیرین خورد.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: MUIRIEL (de #765621), Suroosh (fa #12336346), Tatoeba
  2. ۲: xtofu80 (de #486060), cojiluc (fa #10791873), Tatoeba
  3. ۳: Pfirsichbaeumchen (de #5797728), cojiluc (fa #13098090), Tatoeba
منابع و مجوزها