آسیاب
âsyâb, âsiyâb[ʔɒː.si.jɒ́ːb̥]
اسم
- آسیاب
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- آسیا
- اسیاب کردن
- آس
- دستگاه آسیاب
- آسیو
دستور زبانِ Mühle
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Mühle
- جمع
- die Mühlen
- تلفظ
- [ˈmyːlə]
همهٔ صورتها
- Mühle
- Mühlen
- Mühle
- Mühlen
- Mühle
- Mühlen
- Mühle
- Mühlen
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Gegner bedürfen einander oft mehr als Freunde, denn ohne Wind gehen keine Mühlen.
مخالفان اغلب بیشتر از موافقان به هم نیاز دارند، زیرا بدون باد هیچ آسیابی نمیچرخد.