فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

شاقول

das Lot جمع: die Lote, die Lots اسم

اسم

  • شاقول
  • لحیملَحیم(any of various alloys that are used to join small pieces of metal together)

اسم خاص

  • لوطlut[luːt̪ʰ](nephew of Abraham)(lot)

دستور زبانِ Lot

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Lotes, des Lots, des Lot
جمع
die Lote, die Lots
تلفظ
[loːt], [lɔt]
همهٔ صورت‌ها
  • Loteحالت نهادی، جمع
  • Lotesحالت اضافی، مفرد
  • Lotsحالت اضافی، مفرد
  • Loteحالت اضافی، جمع
  • Lotenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Loteحالت مفعولی مستقیم، جمع
  • Lotsحالت نهادی، جمع
  • Lotsحالت اضافی، جمع
  • Lotsحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Lotsحالت مفعولی مستقیم، جمع

اسم خاص

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Lots, des Lot
جمع
die Lots
تلفظ
[lo], [loːt]
همهٔ صورت‌ها
  • Lotsحالت اضافی، مفرد
  • Lotsحالت نهادی، جمع
  • Lotsحالت اضافی، جمع
  • Lotsحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Lotsحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Freunde in der Not gehen tausend auf ein Lot.

دوست نیازمند هنوز یک دوست است.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Freunde in der Not gehen tausend auf ein Lot.

دوست آن باشد که گیرد دست دوست، در پریشان‌حالی و درماندگی.

ترجمهٔ غیرمستقیم

mit dem Lot ausrichten

با شاقول تراز کردن

Freunde in der Not gehen tausend auf ein Lot.

به هنگام نیاز، دوست واقعی شناخته می‌شود.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: jerom (de #412419), mahdiye (fa #805167), tatoeba.org
  2. ۲: jerom (de #412419), saeedveradi (fa #1044733), tatoeba.org
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: jerom (de #412419), saeedveradi (fa #1044731), tatoeba.org
منابع و مجوزها