آموزه
âmuze[ʔɒː.muː.zé]
اسم
- آموزه
- دکترین
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- کارآموزی
- دورهٔ آموزشی
- تعلیم
- پند
- آموزه دینی
دستور زبانِ Lehre
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Lehre
- جمع
- die Lehren
- تلفظ
- [ˈleːʁə]
همهٔ صورتها
- Lehren
- Lehren
- Lehren
- Lehren
مثالها
Lehren ist die beste Art zu lernen.
یاد دادن بهترین نوع یادگیری است.
Leiden sind Lehren.
رنج درس است.
Beim Lehren lernen die Menschen.
آدمها با یاد دادن، یاد میگیرند.
Wir lernen durch Lehren.
ما با درس دادن یاد میگیریم.
Lehren heißt lernen.
تعلیم تعلم است.
Erfahrungen nützen gar nichts, wenn man keine Lehren daraus zieht.
تجربیاتی که از آنها هیچ درسی گرفته نشوند، هیچ فایدهای ندارند.
Lehren heißt: Die Dinge zweimal lernen.
تعلیم دادن: چیزها را دو بار یاد گرفتن.
Lehre tut viel, aber Aufmunterung tut alles.
تعلیم خیلی چیزها را انجام میدهد، اما تشویق همه چیز را انجام میدهد.
Gute Sprüche, weise Lehren, muss man üben, nicht bloß hören.
کلمات قصار خوب و درسهای حکیمانه باید تمرین شوند، نه اینکه صرفا شنیده شوند.
Lehren heißt lernen.
یاد دادن یاد گرفتن است.