موقعیت
mowġe'iyat[mow.ɢe.ʔi.jǽt̪ʰ]
اسم
- موقعیت
- وضعیت
- طبقه
- لایه
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- دست
- جایگاه
- جا
- ورقه
دستور زبانِ Lage
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Lage
- جمع
- die Lagen
- تلفظ
- [ˈlaːɡə]
همهٔ صورتها
- Lagen
- Lagen
- Lagen
- Lagen
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Die Lage ist bedenklich.
موقعیت نگران کننده است.
Wie ich sehe, ist die Lage heikel.
آن گونه که منمیبینم، وضعیت بسیار حساس است.
Angesichts der gegenwärtigen Lage hoffen die Menschen im Allgemeinen auf große Veränderungen.
نظر به شرایط حاضر، کلا انسانها امید به تغییرات بزرگ دارند.
Ich sehe keinen Ausweg aus dieser Lage.
من هیچ راه گریزی از این وضعیت نمیبینم.
Ich bin nicht in der Lage, dir zu helfen.
در موقعیتی نیستم که به تو کمک کنم.
Die Lage scheint hoffnungslos.
وضعیت نومید کننده است.
Er war nicht in der Lage, den Vorfall zu erklären.
او در موقعیتی نبود که اتفاق را توضیح دهد.
Ich war nicht in der Lage, meine Wut zu kontrollieren.
من در موقعیتی نبودم که خشم خود را کنترل کنم.
Ein Hubschrauber ist in der Lage, senkrecht zu starten und zu landen.
هلیکوپتر در وضعیتی است که میتواند عمودی بلند شود و فرود آید.
Wir werden nicht in der Lage sein zu entkommen.
ما در وضعیتی قرار نخواهیم گرفت که بگریزیم.