فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

اوضاع کسی را بی ریخت کردن

تأییدنشده

jemandes Lage durcheinanderbringen
عبارت

عبارت

  • اوضاع کسی را بی ریخت کردناوضاعِ کِسی را بی ریخت کَردَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها