سبو
sabu[sæ.buː]
اسم
- سبو
- کوزه
- پارچ
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- خم
- زره چهارآینه
- کلیزه
دستور زبانِ Krug
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Kruges, des Krugs
- جمع
- die Krüge
- تلفظ
- [kʁuːk]
همهٔ صورتها
- Krüge
- Kruges
- Krugs
- Krüge
- Kruge
- Krügen
- Krüge
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Einen Krug Wasser, bitte!
لطفا یک تنگ آب.
Einen Krug Wasser, bitte!
لطفا یک پارچ آب.
Wer zur Quelle gehen kann, der gehe nicht zum Krug.
کسی که میتواند به سرچشمه برود، به دنبال کوزه نمیرود.
ich leerte den Krug bis auf den letzten Tropfen
ته پیاله نصیب من بود
Der Krug geht solange zum Brunnen, bis er bricht
کوزهٔ آب در راه آب می شکند