فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

آشپز

âšpaz[ʔɒːʃ.pʰǽz]

der/das Koch جمع: die Köche اسم

اسم

  • آشپزâšpazآشپَز[ʔɒːʃ.pʰǽz](person who prepares food)(cook)
  • طباخطَباخ(person who prepares food)
  • پزنده(person who prepares food)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • سرآشپزsar'âšpaz[sæɹ.ʔɒːʃ.pʰǽz]تأییدنشده

دستور زبانِ Koch

اسم

جنس دستوری
der/das (مذکر، خنثی)
حالت اضافی
des Kochs, des Koches
جمع
die Köche
تلفظ
[kɔx]
همهٔ صورت‌ها
  • Köcheحالت نهادی، جمع
  • Kochsحالت اضافی، مفرد
  • Kochesحالت اضافی، مفرد
  • Köcheحالت اضافی، جمع
  • Kocheحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Köchenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Köcheحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Ein guter Koch ist ein guter Arzt.

یک آشپز خوب یک پزشک خوب است.

Viele Köche verderben den Brei.

آشپز که دو تا شد، آش یا شور می‌شود یا بی‌نمک.

Ihr Mann ist ein hervorragender Koch.

شوهرش آشپز بسیار خوبی است.

der Grund, dass Männer als Köche den Frauen gegenüber bevorzugt werden

سبب ارجحیت آشپزهای مرد به آشپزهای زن

viele Köche verderben den Brei

آشپز که دو باشد آش یا شور می شود یا بی نمک

Viele Köche verderben den Brei

آشپز که دو تا شد آش یا شور است یا بی نمک

Sie sind ein guter Koch.

شما آشپز خوبی هستید.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Viele Köche verderben den Brei

آشپز که دو تا شد آش یا شور میشه یا بی مزه

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1923635), cojiluc (fa #8140319), tatoeba.org
  2. ۲: sacredceltic (de #458307), reto (fa #3566396), tatoeba.org
  3. ۳: Zaghawa (de #751289), ghasemkiani (fa #912553), tatoeba.org
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: farhang von ckh
  7. ۷: al_ex_an_der (de #1315659), cojiluc (fa #7963245), tatoeba.org
  8. ۸: farhang von ckh
منابع و مجوزها