تکمه
tokme, tekme
اسم
- تکمه
- دگمه
- دکمه
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- شستی
دستور زبانِ Knopf
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Knopfes, des Knopfs
- جمع
- die Knöpfe
- تلفظ
- [knɔp͡f]
همهٔ صورتها
- Knöpfe
- Knopfes
- Knopfs
- Knöpfe
- Knopfe
- Knöpfen
- Knöpfe
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Bei Gefahr auf diesen Knopf drücken.
هنگام خطر این دکمه را فشار دهید.
Alles, was du tun musst, ist diesen roten Knopf zu drücken.
همهٔ آنچه باید انجام داد، فشار دادن این دکمهٔ قرمز است.
Du musst nur den Knopf drücken.
تو فقط باید دکمه را فشار دهی.
An der Innenseite der Tür befindet sich ein Knopf.
در قسمت داخلی در (درب)، یک دکمه وجود دارد.
Tatoeba hat keinen "Log out" Knopf.
تاتوئبا دکمهٔ خروج ندارد.
Zum Einschalten des Gerätes diesen Knopf drücken.
برای روشن کردن دستگاه، این دکمه را فشار بده.
der Knopf geht ab
دکمه ول می شود
Du brauchst nur den Knopf zu drücken.
تو فقط باید دکمه را لمس کنی.