امید
omid, ommid[ʔo.míːd̪̥][ʔom.míːd̪̥]
اسم
- امید
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- رجاء
- نوید
- امیدواربودن
دستور زبانِ Hoffnung
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Hoffnung
- جمع
- die Hoffnungen
- تلفظ
- [ˈhɔfnʊŋ]
همهٔ صورتها
- Hoffnungen
- Hoffnungen
- Hoffnungen
- Hoffnungen
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Drei Dinge helfen, die Mühseligkeiten des Lebens zu tragen: Die Hoffnung, der Schlaf und das Lachen.
سه چیز به تحمل خستگیهای کمک میکنند: امید، خواب و لبخند.
Jede Hoffnung war geschwunden.
هر امیدی نومید شد.
Hoffnung verloren - alles verloren.
باختن امید، باختن همه چیز.
Gib niemals die Hoffnung auf!
امید را از دست نده!
Solange ein Kranker lebt, gibt es Hoffnung.
مادامی که یک بیمار زنده است، امید وجود دارد.
Der Mensch kann sich von allem trennen, nur nicht von der Hoffnung.
انسان میتواند خود را از همه جدا کند، به جز از امید.
Wer aus Hoffnung lebt, stirbt an Hunger.
کسی که به امید زنده است، از گرسنگی میمیرد.
Angst machen ist immer leichter als Hoffnung geben.
ترساندن همیشه آسانتر از امید دادن است.
Es ist besser die Angst als die Hoffnung zu haben.
بهتر است ترس داشت تا امید داشت.
Das letzte, was wir verlieren, ist die Hoffnung.
آخرین چیزی که از دست میدهیم امید است.