آسمان
âsmân[ʔɒːs.mɒːn][ʔɒː.se.mɒːn]
اسم
- آسمان
- بهشت
- جنت
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- سپهر
- جو
- گنباد کبود
- مینو
- طاق
- گردون
- گرزمان
- گرودمان
دستور زبانِ Himmel
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Himmels
- جمع
- die Himmel
- تلفظ
- [ˈhɪml̩]
همهٔ صورتها
- Himmels
- Himmeln
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Die Jugend ist ein Himmel ohne Wolken.
جوانی یک آسمان بدون ابر است.
Der Himmel war einheitlich blau.
آسمان یکدست آبی بود.
Wer nicht handelt, dem wird der Himmel nie helfen.
کسی که تلاش نکند از آسمان هیچ کمکی دریافت نمیکند.
Am Himmel gibt es nicht zwei Sonnen.
در آسمان دو خورشید وجود ندارد.
Die Sternenzahl am Himmel ist unendlich.
تعداد ستارگان در آسمان نامتناهی است.
Kannst du kein Stern am Himmel sein, so sei eine Lampe im Haus.
اگر نمیتوانی ستارهٔ آسمان باشی، حداقل چراغ خانه باش.
Selbst die Wünsche einer Ameise reichen zum Himmel.
حتی دعای یک مور به آسمان میرسد.
Das Geld fällt nicht vom Himmel.
پول از آسمان نمیافتد.
Das Mutterland ist mehr wert als das Königreich des Himmels.
سرزمین مادری ارزشمندتر از پادشاهی آسمان است.
Der Himmel ist heute blau ohne eine Wolke.
آسمان امروز آبی است بدون یک ابر.