فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

قهرمان

[qæɦ.ɹæ.mɒ́ːn]

der Held جمع: die Helden اسم

اسم

  • قهرمانقَهرَمان[qæɦ.ɹæ.mɒ́ːn](person of great bravery)
  • پهلوانpahlevânپَهلَوان[pʰæɦ.le.vɒ́ːn](person of great bravery)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • دلاورdelâvarدِلاوَر[d̪e.lɒː.væɹ]تأییدنشده
  • گردgard, gord[ɡʲæɹd̪̥][ɡ̥oɹd̪̥](hero)(person of great bravery)تأییدنشده
  • هیرادتأییدنشده

دستور زبانِ Held

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Helden
جمع
die Helden
تلفظ
[hɛlt]
همهٔ صورت‌ها
  • Heldenحالت نهادی، جمع
  • Heldenحالت اضافی، مفرد
  • Heldenحالت اضافی، جمع
  • Heldenحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Heldenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Heldenحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Heldenحالت مفعولی مستقیم، جمع
  • Heldsحالت مفعولی مستقیم، جمع
  • Heldsحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Heldsحالت اضافی، جمع
  • Heldsحالت اضافی، مفرد
  • Heldsحالت نهادی، جمع

مثال‌ها

Der Held dieser Geschichte ist ein kleines Mädchen.

قهرمان این داستان یک دختر کوچک است.

Sei der Held deines Lebens, nicht das Opfer.

قهرمان زندگیت باش نه قربانی‌اش.

Vom Helden zum Feigling ist es manchmal nur ein Schritt

از مردی تا نامردی یک قدم است

Helden kommen immer zu spät.

قهرمانان همیشه دیر می‌رسند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1270447), cojiluc (fa #10780879), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #7812835), cojiluc (fa #7812840), tatoeba.org
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: samueldora (de #1205131), cojiluc (fa #6839911), tatoeba.org
منابع و مجوزها