فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تجارت

tejârat[t̪ʰe.d͡ʒɒː.ɹæt̪ʰ]

der Handel جمع: die Händel اسم

اسم

  • تجارتtejâratتِجارَت[t̪ʰe.d͡ʒɒː.ɹæt̪ʰ](buying and selling)(large scale trade)
  • سوداsowdâ[sow.d̪ɒː](buying and selling)(large scale trade)
  • بازرگانیbâzargâniبازَرگانی[bɒː.zæɹ.ɡɒː.níː]
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • دادوستدداد و سِتَدتأییدنشده
  • خرید و فروش(buying and selling in a market)تأییدنشده
  • معاملهmo'âmeleمُعامِله[mo.ʔɒː.me.lé]تأییدنشده
  • بیع متقابلبِیعِ مُتَقابِلتأییدنشده
  • بیع و شراءبِیع و شِراءتأییدنشده

دستور زبانِ Handel

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Handels
جمع
die Händel
تلفظ
[ˈhandl̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Händelحالت نهادی، جمع
  • Handelsحالت اضافی، مفرد
  • Händelحالت اضافی، جمع
  • Händelnحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Händelحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Ohne Betrug kein Handel.

بدون کلک هیچ معامله‌ای انجام نمی‌شود.

Ein schlechter Handel ist immer nur für einen schlecht.

یک معاملهٔ خوب همیشه برای یکی بد است.

Der Handel zwischen den beiden Ländern ist stetig gewachsen.

تجارت بین این دو کشور به طور پیوسته در حال رشد است.

der Handel ist noch nicht perfekt

یخش چندان نگرفته است

ihre Wirtschaft hängt vom Handel ab

اقتصاد آنها به داد و ستد بستگی دارد

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #4954943), cojiluc (fa #8167624), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #2506025), cojiluc (fa #8142175), tatoeba.org
  3. ۳: Alois (de #1712750), cojiluc (fa #9796587), tatoeba.org
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: farhang von ckh
منابع و مجوزها