تجارت
tejârat[t̪ʰe.d͡ʒɒː.ɹæt̪ʰ]
اسم
- تجارت
- سودا
- بازرگانی
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- دادوستد
- خرید و فروش
- معامله
- بیع متقابل
- بیع و شراء
دستور زبانِ Handel
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Handels
- جمع
- die Händel
- تلفظ
- [ˈhandl̩]
همهٔ صورتها
- Händel
- Handels
- Händel
- Händeln
- Händel
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Ohne Betrug kein Handel.
بدون کلک هیچ معاملهای انجام نمیشود.
Ein schlechter Handel ist immer nur für einen schlecht.
یک معاملهٔ خوب همیشه برای یکی بد است.
Der Handel zwischen den beiden Ländern ist stetig gewachsen.
تجارت بین این دو کشور به طور پیوسته در حال رشد است.
der Handel ist noch nicht perfekt
یخش چندان نگرفته است
ihre Wirtschaft hängt vom Handel ab
اقتصاد آنها به داد و ستد بستگی دارد