طلا
talâ[t̪ʰæ.lɒː]
- حالت اضافی:
- des Golds, des Goldes
۱Gold ist schwerer als Eisen.
طلا سنگینتر از آهن است.
اسم
- طلا
- زر
- طلایی
سایر انواع واژه
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- زرین
- طلایی
دستور زبانِ Gold
اسم
- جنس دستوری
- das (خنثی)
- حالت اضافی
- des Golds, des Goldes
- تلفظ
- [ɡɔlt]
همهٔ صورتها
- Gold
- Golds
- Goldes
- Gold
- Golde
- Gold
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Eisen ist härter als Gold.
آهن سختتر از زر است.
۳In einer Goldmine wird Gold geschürft.
در یک معدن طلا، طلا استخراج میشود.
۴Gold ist eines der wertvollsten Metalle.
طلا یک فلز قیمتی است.
۵Die Welt folgt einer goldenen Regel: Wer auch immer das Gold besitzt, schreibt die Regeln.
دنیا یک قاعدهٔ طلایی دارد: همیشه هرکس صاحب طلاست قواعد را مینویسد.
۶Auch die Alchemie konnte nicht aus Stroh Gold machen.
حتی کیمیاگری نتوانست از پوشال طلا بسازد.
۷Jeder hält sein Kupfer für Gold.
هر کسی مس خود را طلا میپندارد.
۸Reden ist Silber, Zuhören ist Gold.
سخن گفتن سیم است، گوش کردن زر است.
۹Eigner Herd ist Goldes wert.
اجاق خویشتن ارزش طلا دارد.
۱۰Gold hat eine ähnliche Farbe wie Kupfer.
طلا رنگ مشابهی مانند مس دارد.
۱۱Käse ist morgens Gold, mittags Silber, abends Blei.
پنیر طلای صبح، نقرهٔ ظهر و سرب عصر است.