سلامتی
salâmati[sæ.lɒː.mæ.t̪ʰíː]
اسم
- سلامتی
- سلامت
- بهبودی
- تندرستی
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- صحت
نوع واژه نامشخص
- واژه های پزشکی
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- عافیت باش
دستور زبانِ Gesundheit
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Gesundheit
- تلفظ
- [ɡəˈzʊnthaɪ̯t]
همهٔ صورتها
- Gesundheit
- Gesundheit
- Gesundheit
- Gesundheit
نوع واژه نامشخص
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Eine gute Gesundheit ist ein großer Segen.
سلامتی یک برکت بزرگ است.
Abgesehen davon war er bei guter Gesundheit.
جدای از این، او در سلامت کامل بود.
Gesundheit ist wichtiger als Geld.
تندرستی مهمتر از پول است.
Gesundheit ist das schönste Geschenk.
تندرستی زیباترین هدیه است.
Gesundheit ist das größte Geschenk.
سلامتی بزگترین هدیه است
Vegetarische Ernährung dient der Gesundheit.
تغذیهٔ گیاهی به سلامتی خدمت میکند.
Ist es schlecht für die Gesundheit, Leber zu essen?
آیا خوردن جگر برای سلامتی بد است؟
Es gibt tausend Krankheiten, aber nur eine Gesundheit.
هزاران بیماری وجود دارد، اما تنها یک تندرستی وجود دارد.
Gesundheit ist ein Segen.
سلامتی برکت است.
Lachen ist eine körperliche Übung von großem Wert für die Gesundheit.
خنده یک تمرین جسمی با ارزش بزرگ برای سلامتی است.