ژست
žest[ʒest̪ʰ]
اسم
- ژست
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- انگلیسی
- اشاره
دستور زبانِ Geste
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Geste
- جمع
- die Gesten
- تلفظ
- [ˈɡeːstə], [ˈɡɛstə]
همهٔ صورتها
- Gesten
- Gesten
- Gesten
- Gesten
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
In der Liebe zählen kleine Gesten mehr als große Worte.
در عشق حرکات کوچک بیشتر از حرفهای بزرگ به حساب میآیند.
Sie kommunizieren mit Gesten.
آنها با اشاره با هم ارتباط برقرار میکنند.
sich mit grossartigen Gesten von etwas freimachen
چیزی را با توجیهات عاطفی از سر باز کردن