خسیس
xasis[xæ.siːs]
اسم
- خسیس
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- آدم خسیس
- از دستش آب نمی چکد
- مرد لئیم
- کوزه گر از کوزهٔ شکسته آب می خورد
دستور زبانِ Geizhals
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Geizhalses
- جمع
- die Geizhälse
- تلفظ
- [ˈɡaɪ̯t͡sˌhals]
همهٔ صورتها
- Geizhälse
- Geizhalses
- Geizhälse
- Geizhalse
- Geizhälsen
- Geizhälse
مثالها
Ein Geizhals hortet Geld nicht, weil er klug ist, sondern weil er habgierig ist.
یک کنس پول میاندوزد نه به خاطر اینکه محتاط است بلکه برای اینکه حریص است.
Von einem Geizhals Geld zu kriegen, ist was besonderes
از خرس موی کندن غنیمته