هدیه
hadye[hæ.d̪i.je]
اسم
- هدیه
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- استعداد
- توانائی
- قابلیت
- پیشکش
- کادو
دستور زبانِ Gabe
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Gabe
- جمع
- die Gaben
- تلفظ
- [ˈɡaːbə]
همهٔ صورتها
- Gaben
- Gaben
- Gaben
- Gaben
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Die Art des Gebens ist wichtiger als die Gabe selbst.
نوع اهداء مهمتر از خود اهداء است.
Dummheit ist auch eine Gabe Gottes, aber man darf sie nicht missbrauchen.
حماقت هم خدادادی است، اما نباید از آن سوء استفاده کرد.
Ein gutes Gedächtnis ist eine gute Gabe Gottes. Vergessenkönnen ist oft eine noch bessere Gabe Gottes.
یک حافظهٔ خوب یک موهبت الهی است. قابلیت فراموش کردن غالبا یک موهبت الهی حتی بهتر است.
Der Verstand und die Fähigkeit, ihn zu gebrauchen, sind zwei verschiedene Gaben.
فهم و قابلیت به کار گیری آن دو استعداد متفاوت هستند.