بال
bâl[bɒːl̥]
اسم
- بال
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- پر
- پیانوی بزرگ
- بال پرنده
- پیانو
- بال حشره
- پر و بال
دستور زبانِ Flügel
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Flügels
- جمع
- die Flügel
- تلفظ
- [ˈflyːɡl̩]
همهٔ صورتها
- Flügel
- Flügel
- Flügels
- Flügel
- Flügel
- Flügeln
- Flügel
- Flügel
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Jede Seele trägt unsichtbare Flügel.
هر روح بال دارد.
Frankreich und Deutschland sind die beiden Flügel des Abendlands.
فرانسه و آلمان هر دو بالهای اروپای غربی هستند.
Fliege nicht höher, als dich deine Flügel tragen.
بالاتر از تحمل بالهایت پرواز نکن.
Wenn ich Flügel hätte, flöge ich zu dir.
اگر بال داشتم، به سوی تو پرواز میکردم.
Der Strauß hat Flügel, kann aber nicht fliegen.
شترمرغ بال دارد، اما نمیتواند پرواز کند.
Der Rabe hat seine Flügel entfaltet.
کلاغ بالهایش را گشود.
Träume vom Fliegen, dann wachsen dir Flügel!
آرزوی پرواز کن، آنگاه بالهایت میرویند!
Adler können fliegen, ohne ihre Flügel zu bewegen.
عقابها بدون حرکت بالهایشان میتوانند پرواز کنند.
Vögel haben Flügel.
پرندگان بال دارند.
Adler haben große Flügel, aber auch scharfe Klauen.
عقابها نه تنها بالهای بزرگ دارند، بلکه پنجههای قوی دارند.