فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

شکل

šekl, šekel[ʃekʰʲl̥][ʃe.kʰʲél̥]

die Figur جمع: die Figuren اسم

اسم

  • شکلšekl, šekelشِکل[ʃekʰʲl̥][ʃe.kʰʲél̥](figure)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • اندامandâmاَندام[ʔæn̪.d̪ɒ́ːm]تأییدنشده
  • قدqaddقَد[qæd̪̥(ː)]تأییدنشده
  • فیگور موسیقاییتأییدنشده
  • شخصیتšaxsiyatشَخصیَت[ʃæx.si.jǽt̪ʰ](being in a story)تأییدنشده
  • مهرهmohreمُهره[moɦ.ɹé](any of the 16 white and 16 black pieces used in playing the game of chess)تأییدنشده
  • کاراکترکاراکتِر(being in a story)تأییدنشده
  • پرسوناژ(being in a story)تأییدنشده

دستور زبانِ Figur

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Figur
جمع
die Figuren
تلفظ
[fiˈɡuːɐ̯]
همهٔ صورت‌ها
  • Figurenحالت نهادی، جمع
  • Figurenحالت اضافی، جمع
  • Figurenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Figurenحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

du hast aber eine gute Figur

عجب تن و بدنی بهم زده ای

منابع و ارجاع‌ها