فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

لغزش

تأییدنشده

der Fehltritt جمع: die Fehltritte اسم

اسم

  • لغزشلَغزِشتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • سقوط اخلاقیسُقوطِ اَخلاقیتأییدنشده
  • سکندرsekandar[se.kʰʲæn̪.d̪ǽɹ](a fall or trip)تأییدنشده
  • سکندریsekandari(a fall or trip)تأییدنشده

دستور زبانِ Fehltritt

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Fehltrittes, des Fehltritts
جمع
die Fehltritte
تلفظ
[ˈfeːlˌtʁɪt]
همهٔ صورت‌ها
  • Fehltritteحالت نهادی، جمع
  • Fehltrittesحالت اضافی، مفرد
  • Fehltrittsحالت اضافی، مفرد
  • Fehltritteحالت اضافی، جمع
  • Fehltritteحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Fehltrittenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Fehltritteحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

ein Fehltritt kann alles verändern

از مردی تا نامردی یک قدم است

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها