فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خطا کردن

تأییدنشده

einen Fehltritt begehen
عبارت

عبارت

  • خطا کردنخَطا کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • دستهٔ گل به آب دادندَستهٔ گُل به آب دادَنتأییدنشده
  • مرتکب لغزش شدنمُرتَکِبِ لَغزِش شُدَنتأییدنشده
  • کار ناروا کردنکار نارَوا کَردَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها