آهنگ خیالی
اسم
- آهنگ خیالی
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- خیال
- فانتزی
- خیالبافی
دستور زبانِ Fantasie
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Fantasie
- جمع
- die Fantasien
- تلفظ
- [fantaˈziː]
همهٔ صورتها
- Fantasien
- Fantasien
- Fantasien
- Fantasien
مثالها
Logik wird dich von A nach B bringen. Fantasie wird dich überall hinbringen.
منطق تو را از الف به ب خواهد برد. خیال تو را به همه جا خواهد برد.
Jedes Tun braucht Fantasie.
هر عملی به تخیل نیاز دارد.
Fantasie ist wichtiger als Wissen!
تخیل مهمتر از دانش است.
Sehschwäche hat ihre Vorteile. Sie fördert zum Beispiel die Fantasie.
کم سویی مزیتهای خود را دارد. مثلا به گسترش تخیل کمک میکند.