فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تبعید

tab'id[t̪ʰæb.ʔíːd̪̥]

das Exil جمع: die Exile اسم

اسم

  • تبعیدtab'idتَبعید[t̪ʰæb.ʔíːd̪̥](the state of being banished from one's home or country)(exile)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • جلاء وطنجَلاءِ وَطَنتأییدنشده

دستور زبانِ Exil

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Exils
جمع
die Exile
تلفظ
[ɛˈksiːl]
همهٔ صورت‌ها
  • Exileحالت نهادی، جمع
  • Exilsحالت اضافی، مفرد
  • Exileحالت اضافی، جمع
  • Exilenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Exileحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Das Leben ist ein Exil.

زندگی یک تبعید است.

Man schickte den Verbrecher ins Exil.

مجرم به تبعید فرستاده شد.

Napoleon lebte auf der Insel Elba im Exil.

ناپلئون در جزیرهٔ البا در تبعید زندگی کرد.

Im Exil verfasste er viele Bücher.

در تبعید او کتابهای بسیاری را به رشته تحریر درآورد.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Adelpa (de #9190697), cojiluc (fa #10322792), tatoeba.org
  2. ۲: Vortarulo (de #4431223), cojiluc (fa #13091571), tatoeba.org
  3. ۳: Manfredo (de #749717), cojiluc (fa #10322793), tatoeba.org
  4. ۴: GaryGaryGary (de #9987248), AsliAbbasi (fa #918276), tatoeba.org
منابع و مجوزها