تبعید
tab'id[t̪ʰæb.ʔíːd̪̥]
اسم
- تبعید
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- جلاء وطن
دستور زبانِ Exil
اسم
- جنس دستوری
- das (خنثی)
- حالت اضافی
- des Exils
- جمع
- die Exile
- تلفظ
- [ɛˈksiːl]
همهٔ صورتها
- Exile
- Exils
- Exile
- Exilen
- Exile
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Das Leben ist ein Exil.
زندگی یک تبعید است.
Man schickte den Verbrecher ins Exil.
مجرم به تبعید فرستاده شد.
Napoleon lebte auf der Insel Elba im Exil.
ناپلئون در جزیرهٔ البا در تبعید زندگی کرد.
Im Exil verfasste er viele Bücher.
در تبعید او کتابهای بسیاری را به رشته تحریر درآورد.