زمین
zamin[zæ.míːn]
اسم
- زمین
- خاک
- ارت
- ارض
- جهان
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- مادر
- سرزمین
- زمی
- کره ذمین
- کثافت
- گرد
- گیتی
- خاک و خل
اسم خاص
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- کره
- کرهٔ ارض
- کرهٔ زمین
دستور زبانِ Erde
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Erde
- جمع
- die Erden
- تلفظ
- [ˈeːɐ̯də]
همهٔ صورتها
- Erden
- Erden
- Erden
- Erden
- Erden
اسم خاص
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Hawaii ist ein Paradies auf Erden.
هاوایی بهشت روی زمین است.
Nichts ist ewig auf Erden.
هیچ چیز روی زمین ابدی نیست.
Der Äquator teilt die Erde in zwei Halbkugeln.
خط استوا زمین را به دو نیمکره تقسیم میکند.
Blumen sind das Lächeln der Erde.
گلها لبخند زمین هستند.
Die Erde dreht sich in vierundzwanzig Stunden um sich selbst und in dreihundertfünfundsechzig Tagen um die Sonne.
زمین در بیست و چهار ساعت دور خود میچرخد و در سیصد و شصت و پنج روز دور خورشید میچرخد.
Die Sonne sendet ihre Strahlen zur Erde.
خورشید پرتوهایش را به زمین میفرستد.
Die Erde ist rund, nicht flach.
زمین گرد است نه تخت.
Ich würde irgendwann die Erde vom All aus sehen wollen.
من میخواهم روزی زمین را از فضا ببینم.
Sauerstoff ist für das Leben auf der Erde notwendig.
اکسیژن برای حیات روی زمین لازم است.
Der Mensch kennt alle Dinge der Erde, aber den Menschen kennt er nicht.
انسان همهٔ چیزهای زمین را میشناسد، اما انسانیت را نمیشناسد.