رحمت
اسم
- رحمت
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- ترحم
- دلسوزی
- رحم
- شفقت
- لطف
دستور زبانِ Erbarmen
اسم
- جنس دستوری
- das (خنثی)
- حالت اضافی
- des Erbarmens
- تلفظ
- [ɛɐ̯ˈbaʁmən]
همهٔ صورتها
- Erbarmens
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Bitte habt Erbarmen mit einem armen Blinden!
لطفا با یک کور بدبخت ترحم داشته باشید.
Er kennt kein Erbarmen, gegenüber niemandem.
او در مقابل هیچکس، هیچ ترحمی نمیشناسد.
Hab Erbarmen. Das Leben ist schwer genug.
ترحم کن. زندگی به اندازهٔ کافی سخت است.
mit jem. Erbarmen haben
بر کسی ترحم کردن