فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مدت

moddat[mod̪.d̪ǽt̪ʰ]

die Dauer جمع: die Dauern اسم

اسم

  • مدتmoddatمُدَت[mod̪.d̪ǽt̪ʰ](amount of time)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • دوامdavâmدَوام[d̪æ.vɒːm]تأییدنشده
  • طولtul[t̪ʰuːl̥]تأییدنشده
  • درازنای(amount of time)تأییدنشده
  • پایداریpâydanâri[pʰɒːj.d̪ɒː.ɹíː](permanence)تأییدنشده

دستور زبانِ Dauer

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Dauer
جمع
die Dauern
تلفظ
[ˈdaʊ̯ɐ]
همهٔ صورت‌ها
  • Dauernحالت نهادی، جمع
  • Dauernحالت اضافی، جمع
  • Dauernحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Dauernحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Die Sachverhalte deuten an, dass die optimale Dauer einer Vorlesung 30 statt 60 Minuten wäre.

یافته‌ها حاکی از آن هستند که مدت زمان ایده‌ال برای درس، به جای ۶۰ دقیقه، ۳۰ دقیقه است.

auf Dauer läßt sich das nicht verbergen

شتر سواری دولا دولا نمیشه

unsere Beziehung wäre nicht von langer Dauer

رابطهٔ ما دوام نمی آورد

das hat keine Dauer

این دوام نمی آورد

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: MUIRIEL (de #872), cojiluc (fa #7715011), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: farhang von ckh
منابع و مجوزها