مدت
moddat[mod̪.d̪ǽt̪ʰ]
اسم
- مدت
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- دوام
- طول
- درازنای
- پایداری
دستور زبانِ Dauer
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Dauer
- جمع
- die Dauern
- تلفظ
- [ˈdaʊ̯ɐ]
همهٔ صورتها
- Dauern
- Dauern
- Dauern
- Dauern
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Die Sachverhalte deuten an, dass die optimale Dauer einer Vorlesung 30 statt 60 Minuten wäre.
یافتهها حاکی از آن هستند که مدت زمان ایدهال برای درس، به جای ۶۰ دقیقه، ۳۰ دقیقه است.
auf Dauer läßt sich das nicht verbergen
شتر سواری دولا دولا نمیشه
unsere Beziehung wäre nicht von langer Dauer
رابطهٔ ما دوام نمی آورد
das hat keine Dauer
این دوام نمی آورد