آتشسوزی
اسم
- آتشسوزی
- آتش
- حریق
- قانقاریا
- سیاهک
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- سوزش
- خوره
- آکله
- مردن بافتهای بدن
اسم خاص
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- جهنم
- دوزخ
دستور زبانِ Brand
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Brandes, des Brands
- جمع
- die Brände
- تلفظ
- [bʁant]
همهٔ صورتها
- Brände
- Brandes
- Brands
- Brände
- Brande
- Bränden
- Brände
اسم خاص
- جنس دستوری
- das (خنثی)
- حالت اضافی
- des Brand, des Brands
- تلفظ
- [bʁant]
همهٔ صورتها
- Brands
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Wie kann man schnell einen Brand löschen?
چگونه میتوان سریع یک آتشسوزی را خاموش کرد.
Die Ursache des Brandes war unbekannt.
دلیل آتش سوزی ناشناخته بود.
Ein Brand alleine brennt nicht lange.
یک آتش تنها سوختتنش دراز نیست.
Der Brand war im Erdgeschoss.
حریق در همکف بود.
Was war sein Motiv, das Haus in Brand zu stecken?
انگیزهاش برای به آتش کشیدن خانه چه بود؟
Was für ein großer Brand!
چه آتش سوزی بزرگی!
Holzgebäude geraten leicht in Brand.
ساختمانهای چوبی به آسانی آتش میگیرند.