فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

برخورد

barxord[bæɹ.xóɹd̪̥]

die Begegnung جمع: die Begegnungen اسم

اسم

  • برخوردbarxordبَرخورد[bæɹ.xóɹd̪̥](encounter between people)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • رویاروئیتأییدنشده
  • ملاقاتmolâġâtمُلاقات[mo.lɒː.ʁɒ́ːt̪ʰ]تأییدنشده
  • لقاءلِقاءتأییدنشده
  • دیدارdidâr[d̪iː.d̪ɒ́ːɹ](encounter between people)تأییدنشده

دستور زبانِ Begegnung

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Begegnung
جمع
die Begegnungen
تلفظ
[bəˈɡeːɡnʊŋ]
همهٔ صورت‌ها
  • Begegnungحالت نهادی، مفرد
  • Begegnungenحالت نهادی، جمع
  • Begegnungحالت اضافی، مفرد
  • Begegnungenحالت اضافی، جمع
  • Begegnungحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Begegnungenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Begegnungحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Begegnungenحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Der wahre Ort der Begegnung ist die Grenze.

محل واقعی ملاقات مرز است.

echte Begegnung findet nur zwischen Menschen statt

کوه به کوه نمی رسد آدم به آدم می رسد

das Bedürfnis zur Begegnung mit Iranern

نیاز به هم رساندن با ایرانیان

Es war eine zufällige Begegnung.

این یک ملاقات غیرمنتظره بود.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #2939104), cojiluc (fa #7704181), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: Sudajaengi (de #1015579), manelie (fa #12782873), tatoeba.org
منابع و مجوزها