فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تیر

tir[t̪ʰiːɹ]

der Balken جمع: die Balken اسم

اسم

  • تیرtir[t̪ʰiːɹ](beam)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • میلهmile[miː.lé](large piece of timber or iron)تأییدنشده
  • تیرک(large piece of timber or iron)تأییدنشده
  • فرسپ(large piece of timber or iron)تأییدنشده

دستور زبانِ Balken

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Balkens
جمع
die Balken
تلفظ
[ˈbalkn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Balkensحالت اضافی، مفرد

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

den Splitter im Auge des anderes sehen aber nicht den Balken im eigenen Auge

کاه را در چشم مردم می بینه کوه را در چشم خودش نمی بینه

منابع و ارجاع‌ها