فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

صحنه

sahne[sæɦ.né]

die Bühne جمع: die Bühnen اسم

اسم

  • صحنهsahneصَحنه[sæɦ.né](in theatre)(stage)figuratively
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • سنsenn, sen, sanسِن[sen(ː)][sen](in theatre)(stage)figuratively، iranتأییدنشده
  • صحنه تئاترتأییدنشده

دستور زبانِ Bühne

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Bühne
جمع
die Bühnen
تلفظ
[ˈbyːnə]
همهٔ صورت‌ها
  • Bühneحالت نهادی، مفرد
  • Bühnenحالت نهادی، جمع
  • Bühneحالت اضافی، مفرد
  • Bühnenحالت اضافی، جمع
  • Bühneحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Bühnenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Bühneحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Bühnenحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Er steht auf der Bühne.

او روی صحنه ایستاده است.

Auf der Bühne wird die Maske von der Rolle, im Leben wird die Rolle von der Maske bestimmt.

روی صحنه از روی نقش نقاب مشخص می‌شود، در زندگی از روی نقاب نقش مشخص می‌شود.

Shakespeare verglich die Welt mit einer Bühne.

شکسپیر دنیا را با یک صحنه مقایسه کرد.

Er spielte Hamlet auf der Bühne.

او روی سن هملت بازی کرد.

Manche Leute vergleichen das Leben mit einer Bühne.

بعضی افراد زندگی را با یک صحنه‌ی نمایش مقایسه می‌کنند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

ein Stück auf die Bühne bringen

نمایش را به روی صحنه بردن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: al_ex_an_der (de #454153), cojiluc (fa #9932893), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #2297647), cojiluc (fa #7422586), tatoeba.org
  3. ۳: jakov (de #591066), cojiluc (fa #7422667), tatoeba.org
  4. ۴: xtofu80 (de #396405), cojiluc (fa #6948706), tatoeba.org
  5. ۵: jast (de #1109097), ghasemkiani (fa #773837), tatoeba.org
  6. ۶: farhang von ckh
منابع و مجوزها