گزاره
gozâre[ɡ̥o.zɒː.ɹé]
اسم
- گزاره
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- بیان
- اظهار
- گفتار
- بیانیه
- شهادت
- گواهی
- خبر
- مسند
- محمول
دستور زبانِ Aussage
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Aussage
- جمع
- die Aussagen
- تلفظ
- [ˈaʊ̯sˌzaːɡə]
همهٔ صورتها
- Aussagen
- Aussagen
- Aussagen
- Aussagen
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Seine Aussage regt zum Nachdenken an.
گفتهٔ او تأمل برانگیز است.
Tom konnte keinen Beweis zur Untermauerung seiner Aussage erbringen.
تام نتوانست گواهی برای اثبات مدعای اش ارائه کند.
Er bestätigte die Wahrheit ihrer Aussage.
او درستی اظهارات او را تصدیق کرد.
Kannst du mir irgendeinen Beleg für deine Aussage zeigen.
آیا میتوانی مدرکی برای اظهاراتت به من نشان دهی؟
die Verifizierung der prophetischen Aussagen
تحقق پیشگوئی
diese Aussage reizte sie zum Wahnsinn
این سخنان آنهارا از فرط غضب بمرحلهٔ جنون نزدیک کرد
diese Aussage provozierte sie zum Äussersten
این سخنان آنهارا از فرط غضب بمرحلهٔ جنون نزدیک کرد
verleiht der Aussage noch mehr Gewicht
فوریت و لزوم پیامش را بسی بیشتر می کند
diese Aussage macht mich froh
از این تعریفها خوشحال می شوم