شاخه
šâxe[ʃɒː.xe]
اسم
- شاخه
- شاخ
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- عضو
- چوب
دستور زبانِ Ast
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Astes, des Asts
- جمع
- die Äste
- تلفظ
- [ast]
همهٔ صورتها
- Äste
- Astes
- Asts
- Äste
- Aste
- Ästen
- Äste
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Viele Vögel sitzen auf dem Ast.
پرندگان بسیاری روی شاخه مینشینند.
Der Affe hüpft von Ast zu Ast.
میمون از شاخهای به شاخهای میپرید.
die Äste bewegen sich im Sturm
شاخه ها زیر فشار باد پیچ و تاب می خورند
sich den eigenen Ast absägen
تیشه به ریشهٔ خود زدن