فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خاکستر

xâkestar[xɒː.kʰʲes.t̪ʰǽɹ]

die Asche جمع: die Aschen اسم

اسم

  • خاکسترxâkestarخاکِستَر[xɒː.kʰʲes.t̪ʰǽɹ](solid remains of a fire)

دستور زبانِ Asche

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Asche
جمع
die Aschen
تلفظ
[ˈaʃə]
همهٔ صورت‌ها
  • Aschenحالت نهادی، جمع
  • Aschenحالت اضافی، جمع
  • Aschenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Aschenحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Die Asche macht alle gleich.

خاکستر همه را یکسان می‌کند.

wie ein Phönix in der Asche

ققنس وار در میان شعله های آتش سوختن و خاکستر شدن

alles liegt in Schutt und Asche

همه چیز خراب است

in der Asche sitzen

خاکستر نشین

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #2864158), cojiluc (fa #12168817), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: farhang von ckh
منابع و مجوزها