فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

آگهینامه

die Anzeige جمع: die Anzeigen اسم

اسم

  • آگهینامهآگَهی نامه
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • دستگاه نمایشتأییدنشده

دستور زبانِ Anzeige

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Anzeige
جمع
die Anzeigen
تلفظ
[ˈanˌt͡saɪ̯ɡə]
همهٔ صورت‌ها
  • Anzeigenحالت نهادی، جمع
  • Anzeigenحالت اضافی، جمع
  • Anzeigenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Anzeigenحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

gegen jem. Anzeige erstatten

علیه کسی شکایت کردن

منابع و ارجاع‌ها