فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

اعلام جرم کردن

تأییدنشده

Anzeige erstatten
عبارت

مثال با Anzeige erstatten

۱gegen jem. Anzeige erstatten

علیه کسی شکایت کردن

تأییدنشده

عبارت

  • اعلام جرم کردناِعلامِ جُرم کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • شکایت کردنšekâyat kardanشِکایَت کَردَنتأییدنشده

مثال‌ها

۱gegen jem. Anzeige erstatten

علیه کسی شکایت کردن

تأییدنشده

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها