تقاضانامه
اسم
- تقاضانامه
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- درخواستنامه
- درخواست
- عریضه
دستور زبانِ Antrag
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Antrags, des Antrages
- جمع
- die Anträge
- تلفظ
- [ˈantʁaːk]
همهٔ صورتها
- Anträge
- Antrags
- Antrages
- Anträge
- Antrage
- Anträgen
- Anträge
مثالها
Wir bekommen viele Anträge.
ما بسیاری درخواست دریافت میکنیم.
Die Verwaltung ließ sich viel Zeit mit der Bearbeitung des Antrags.
مدیریت، زمان زیادی را صرف بررسی درخواست کرد.
einen Antrag stellen für ein Visum
درخواست دادن برای روادید