فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

محول کردن

تأییدنشده

übertragen
نوع واژه نامشخص

مثال با übertragen

۱jem. eine Aufgabe übertragen

وظیفه را به کسی محول کردن

تأییدنشده

نوع واژه نامشخص

  • محول کردنمُحَوَل کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • منتقل کردنمُنتَقِل کَردَنتأییدنشده
  • واگذار کردنvâgozâr kardanواگُذار کَردَن[vɒː.ɡo.ˈzɒːɹ kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده

فعل

ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ترجمه کردنtarjome kardanتَرجُمه کَردَن[t̪ʰæɹ.d͡ʒo.me kʰʲæɹ.d̪æn](translate)(to change spoken words or written text from one language to another)تأییدنشده

دستور زبانِ übertragen

فعل

تلفظ
[ˌyːbɐˈtʁaːɡn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • übertragenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • übertragenمعلوم، مصدر، حال
  • übertragendمعلوم، participle، حال
  • übertragenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • übertragمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • übertrageمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • übertragtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • übertrageمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • übertrageمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • überträgstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • übertragestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • überträgtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • übertrageمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • übertragenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • übertragenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • übertragtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • übertragetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • übertragenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • übertragenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • übertrugمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • übertrügeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • übertrugstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • übertrügestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • übertrügstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • übertrugمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • übertrügeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • übertrugenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • übertrügenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • übertrugtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • übertrügetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • übertrügtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • übertrugenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • übertrügenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • übertragenerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • übertragnerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • übertrageneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • übertragneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • übertragenesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • übertragnesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • übertrageneحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • übertragneحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • übertragenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • übertragnenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • übertragenerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • übertragnerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • übertragenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • übertragnenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • übertragenerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • übertragnerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • übertragenemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • übertragnemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • übertragenerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • übertragnerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • übertragenemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • übertragnemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • übertragenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • übertragnenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • übertragenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • übertragnenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • übertrageneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • übertragneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • übertragenesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • übertragnesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • übertrageneحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • übertragneحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • übertrageneمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • übertragneمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • übertrageneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • übertragneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • übertrageneخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • übertragneخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • übertragenenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • übertragnenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • übertragenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • übertragnenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • übertragenenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • übertragnenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • übertragenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • übertragnenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • übertragenenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • übertragnenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • übertragenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • übertragnenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • übertragenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • übertragnenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • übertragenenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • übertragnenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • übertragenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • übertragnenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • übertragenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • übertragnenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • übertrageneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • übertragneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • übertrageneحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • übertragneحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • übertragenenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • übertragnenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • übertragenerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • übertragnerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • übertrageneمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • übertragneمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • übertragenesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • übertragnesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • übertragenenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • übertragnenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • übertragenenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • übertragnenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • übertragenenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • übertragnenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • übertragenenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • übertragnenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • übertragenenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • übertragnenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • übertragenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • übertragnenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • übertragenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • übertragnenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • übertragenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • übertragnenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • übertragenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • übertragnenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • übertragenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • übertragnenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • übertrageneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • übertragneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • übertragenesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • übertragnesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • übertragenenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • übertragnenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

۲Malaria wird von Moskitos übertragen.

مالاریا از پشه‌ها منتقل می‌شود.

۳Ihre Hochzeit wurde im Fernsehen übertragen.

ازدواجشان از تلویزیون پخش شد.

۴ihm wurde die Aufgabe übertragen

او بر سر کار آمد

تأییدنشده

۵Die Pest wird vorwiegend von Ratten übertragen.

طاعون غالبا به وسیلهٔ موشها شیوع پیدا می‌کند.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۶diese Krankheit hat sich auf jem. übertragen

این مرض به کسی سرایت کرد

تأییدنشده

۷im übertragenen Sinne gebraucht

مستعار

تأییدنشده

۸die Krankheit auf jem. übertragen

مرض را به کسی سرایت دادن

تأییدنشده

۱jem. eine Aufgabe übertragen

وظیفه را به کسی محول کردن

تأییدنشده

منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: Pfirsichbaeumchen (de #459055), cojiluc (fa #11103094), Tatoeba
  3. ۳: manese (de #7611030), cojiluc (fa #11103093), Tatoeba
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: Pfirsichbaeumchen (de #11491351), cojiluc (fa #12225935), Tatoeba
  6. ۶: farhang von ckh
  7. ۷: farhang von ckh
  8. ۸: farhang von ckh
منابع و مجوزها