فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

از دست دادن

تأییدنشده

az dast dâdan[ʔæz d̪ǽst̪ʰ d̪ɒː.d̪ǽn]

übergeben
حال (سوم‌شخص مفرد):
übergibt, gibt über
گذشتهٔ ساده (سوم‌شخص مفرد):
übergab, gab über
اسم مفعول:
übergeben, übergegeben, übergeben (بازتابی)
فعل کمکی:
haben
فعل

مثال با übergeben

۱Ich muss mich übergeben.

من باید استفراغ کنم.

فعل

  • از دست دادنaz dast dâdan[ʔæz d̪ǽst̪ʰ d̪ɒː.d̪ǽn](to relinquish control or possession)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • واگذاشتن(to relinquish control or possession)تأییدنشده

دستور زبانِ übergeben

فعل

تلفظ
[yːbɐˈɡeːbn̩], [yːbɐˈɡeːbm̩], [ˈyːbɐˌɡeːbn̩], [ˈyːbɐˌɡeːbm̩]
همهٔ صورت‌ها
  • übergebenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • übergebenerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • übergebeneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • übergebenesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • übergebeneحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • übergebenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • übergebenerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • übergebenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • übergebenerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • übergebenemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • übergebenerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • übergebenemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • übergebenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • übergebenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • übergebeneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • übergebenesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • übergebeneحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • übergebeneمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • übergebeneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • übergebeneخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • übergebenenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • übergebenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • übergebenenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • übergebenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • übergebenenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • übergebenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • übergebenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • übergebenenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • übergebenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • übergebenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • übergebeneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • übergebeneحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • übergebenenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • übergebenerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • übergebeneمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • übergebenesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • übergebenenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • übergebenenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • übergebenenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • übergebenenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • übergebenenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • übergebenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • übergebenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • übergebenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • übergebenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • übergebenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • übergebeneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • übergebenesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • übergebenenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • übergebenمعلوم، مصدر، جدانشدنی، حال
  • übergebendمعلوم، جدانشدنی، participle، حال
  • übergebenجدانشدنی، participle، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • übergibمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • übergebtمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، جمع، حال، دوم‌شخص
  • übergebeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، مفرد
  • übergebeمعلوم، اول‌شخص، جدانشدنی، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • übergibstمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • übergebestمعلوم، جدانشدنی، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • übergibtمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • übergebeمعلوم، جدانشدنی، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • übergebenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جدانشدنی، جمع، حال
  • übergebenمعلوم، اول‌شخص، جدانشدنی، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • übergebtمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، جمع، حال، دوم‌شخص
  • übergebetمعلوم، جدانشدنی، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • übergebenمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، جمع، حال، سوم‌شخص
  • übergebenمعلوم، جدانشدنی، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • übergabمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • übergäbeمعلوم، اول‌شخص، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • übergabstمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • übergäbestمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • übergäbstمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • übergabمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • übergäbeمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • übergabenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع
  • übergäbenمعلوم، اول‌شخص، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • übergabtمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • übergäbetمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • übergäbtمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • übergabenمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • übergäbenمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • übergebenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی، reflexive
  • mich übergebeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، reflexive، مفرد، subordinate clause
  • mich übergebeمعلوم، اول‌شخص، حال، reflexive، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • sich übergebeمعلوم، حال، reflexive، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • übergebenمعلوم، مصدر، حال، جداشدنی
  • überzugebenمعلوم، extended، مصدر، جداشدنی
  • übergebendمعلوم، participle، حال، جداشدنی
  • übergegebenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی، جداشدنی
  • überzugebendergerundive، participle، جداشدنی
  • gib überمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد
  • gebt überمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی
  • gebe überمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، جداشدنی، مفرد
  • gebe überمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • übergebeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
  • übergebeمعلوم، اول‌شخص، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • gibst überمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد
  • gebest überمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • übergibstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
  • übergebestمعلوم، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • gibt überمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، سوم‌شخص
  • gebe überمعلوم، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • übergibtمعلوم، وجه اخباری، حال، جداشدنی، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • übergebeمعلوم، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • geben überمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، جداشدنی
  • geben überمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول
  • übergebenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، جداشدنی، subordinate clause
  • übergebenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • gebt überمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی
  • gebet überمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول
  • übergebtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، subordinate clause
  • übergebetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • geben überمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، جداشدنی، سوم‌شخص
  • geben überمعلوم، main clause، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • übergebenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، جداشدنی، subordinate clause، سوم‌شخص
  • übergebenمعلوم، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • gab überمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد
  • gäbe überمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • übergabمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
  • übergäbeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • gabst überمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد
  • gäbest überمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • gäbst überمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • übergabstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
  • übergäbestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • übergäbstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • gab überمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، سوم‌شخص
  • gäbe überمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • übergabمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • übergäbeمعلوم، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • gaben überمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی
  • gäben überمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم
  • übergabenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، subordinate clause
  • übergäbenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • gabt überمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، جداشدنی
  • gäbet überمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم
  • gäbt überمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم
  • übergabtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، جداشدنی، subordinate clause
  • übergäbetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • übergäbtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • gaben überمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، سوم‌شخص
  • gäben überمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • übergabenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، subordinate clause، سوم‌شخص
  • übergäbenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • übergegebenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

۱Ich muss mich übergeben.

من باید استفراغ کنم.

۲übergib ihnen den Artikel als von dir geschrieben

بعنوان مقالهٔ خود تحویلشان بدهی

تأییدنشده

۳jem. als Geschenk übergeben

چیزی را به کسی پیشکش کردن

تأییدنشده

۴jem. etwas wohlbehalten übergeben

چیزی را صحیح و سالم تحویل کسی دادن

تأییدنشده

۵er wurde den Sicherheitskräften übergeben

او تسلیم مقامات امنیتی شده

تأییدنشده

منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: Esperantostern (de #1606902), cojiluc (fa #7291309), Tatoeba
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: farhang von ckh
منابع و مجوزها