روی
ruy[ɹuːj]
۱Da hängt ein Schatten über mir.
یک سایه بر روی من افتاده است.
حرف اضافه
- روی
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- در
- تا آن جا که به من مربوط است
- اندر
- نزد
قید
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- درباره
- راجع به
دستور زبانِ über
قید
- تلفظ
- [ˈyːbɐ]
حرف اضافه
- تلفظ
- [ˈyːbɐ]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Sprechen Sie mit einem Menschen über ihn selbst, und er wird Ihnen stundenlang zuhören.
با یک آدم دربارهٔ خودش صحبت کنید، و او ساعتهای طولانی به شما گوش خواهد کرد.
۳Was ist deine Meinung über die Angelegenheit.
نظرت در مورد این قضیه چیست؟
۴Sie siedelte 1966 nach Paris über.
او در سال ۱۹۶۶ به پاریس نقل مکان کرد.
۵Springe über deinen Schatten, du wirst es nicht bereuen.
از روی سایهات بپر، پشیمان نخواهی شد.
۶Geh über die Straße.
عبور از خیابان.
۷Über die Zukunft zu reden, ist der beste Vorwand, sich von der Gegenwart zu drücken.
دربارهٔ آینده صحبت کردن بهترین بهانه برای خود را خلاص کردن از زمان حال است.
۸Wenn alle Menschen wüssten, was die einen über die anderen reden, gäbe es keine vier Freunde auf Erden.
اگر همهٔ آدمها میدانستند، هر یک چه چیزی دربارهٔ دیگران میگوید، چهار تا دوست در زمین وچود باقی نمیماند.
۹Geier kreisten über der Leiche.
کرکسها دور جسد چرخیدند.
۱۰Es gibt viele Theorien über den Ursprung des Lebens.
نظریههای زیادی در بارهٔ منشاء زندگی وجود دارد.
۱۱Über diese Geschichte darf nicht getratscht werden.
سخن پراکنی دربارهٔ این ماجرا مجاز نیست.