فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بد

bad[bæd̪̥]

übel صفت

صفت

  • بدbadبَد[bæd̪̥](unfavorable; negative)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • شرورšarur[ʃæ.ɹuːɹ](intending to harm)(evil or mischievous)تأییدنشده
  • بدکار(intending to harm)تأییدنشده
  • زشتzeštزِشت[zeʃt̪ʰ]تأییدنشده

دستور زبانِ übel

صفت

تلفظ
[ˈyːbl̩]
همهٔ صورت‌ها
  • übelصفت مطلق
  • üblerصفت تفضیلی
  • am übelstenصفت عالی
  • üblerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • übleمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • üblesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • übleحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • üblenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • üblerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • üblenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • üblerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • üblemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • üblerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • üblemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • üblenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • üblenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • übleحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • üblesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • übleحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • übleمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • übleمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • übleخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • üblenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • üblenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • üblenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • üblenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • üblenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • üblenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • üblenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • üblenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • üblenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • üblenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • übleحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • übleحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • üblenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • üblerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • übleمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • üblesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • üblenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • üblenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • üblenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • üblenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • üblenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • üblenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • üblenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • üblenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • üblenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • üblenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • übleحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • üblesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • üblenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • üblererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • üblereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • übleresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • üblereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • üblerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • üblererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • üblerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • üblererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • übleremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • üblererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • übleremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • üblerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • üblerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • üblereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • übleresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • üblereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • üblereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • üblereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • üblereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • üblerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • üblerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • üblerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • üblerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • üblerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • üblerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • üblerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • üblerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • üblerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • üblerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • üblereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • üblereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • üblerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • üblererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • üblereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • übleresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • üblerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • üblerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • üblerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • üblerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • üblerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • üblerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • üblerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • üblerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • üblerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • üblerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • üblereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • übleresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • üblerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • übelsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • übelsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • übelstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • übelsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • übelstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • übelsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • übelstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • übelsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • übelstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • übelsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • übelstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • übelstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • übelstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • übelsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • übelstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • übelsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • übelsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • übelsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • übelsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • übelstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • übelstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • übelstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • übelstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • übelstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • übelstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • übelstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • übelstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • übelstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • übelstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • übelsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • übelsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • übelstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • übelsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • übelsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • übelstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • übelstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • übelstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • übelstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • übelstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • übelstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • übelstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • übelstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • übelstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • übelstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • übelstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • übelsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • übelstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • übelstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Wer keine üblen Gewohnheiten hat, hat wahrscheinlich auch keine Persönlichkeit.

کسی که هیچ عادت بدی ندارد، احتمالا هیچ شخصیتی هم ندارد.

Was übel beginnt, endet noch übler.

چیزی که بد شروع شود، حتی بدتر پایان می‌یابد.

Wer aus Liebe heiratet, hat gute Nächte und üble Tage.

کسی که با عشق ازدواج کرده است، شبهای خوب و روزهای بد دارد.

vor Hunger wurde mir ganz übel

از گرسنگی دلم مالش رفت

mit denen, die ihm übel wollen

با کسانی که اورا دست اندازند

jem. etwas übel nehmen

از کسی عبوسی کردن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1688081), cojiluc (fa #7825996), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #5181587), cojiluc (fa #7278691), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #2161216), cojiluc (fa #8265699), tatoeba.org
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: farhang von ckh
منابع و مجوزها