فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

روغن

rowġan[ɹow.ɢæn]

das Öl جمع: die Öle اسم

اسم

  • روغنrowġanروغَن[ɹow.ɢæn](liquid fat)(fettige, schmierige Flüssigkeit)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • نفتnaftنَفت[næft̪ʰ](petroleum-based liquid)تأییدنشده
  • تیل خاک(petroleum-based liquid)تأییدنشده
  • تیل(liquid fat)تأییدنشده

دستور زبانِ Öl

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Öls, des Öles
جمع
die Öle
تلفظ
[øːl]
همهٔ صورت‌ها
  • Ölحالت نهادی، مفرد
  • Öleحالت نهادی، جمع
  • Ölsحالت اضافی، مفرد
  • Ölesحالت اضافی، مفرد
  • Öleحالت اضافی، جمع
  • Ölحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Öleحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Ölenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Ölحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Öleحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Öl und Wasser mischen sich nicht.

روغن و آب آمیخته نمی‌شوند.

Wasser mischt sich nicht mit Öl.

آب با روغن مخلوط نمی‌شود.

Wahrheit trifft auf Lüge wie Öl auf Wasser.

حقیقت با دروغ مانند روغن با آب روبرو می‌شود.

Wahrheit ist wie Öl, am Ende schwimmt sie oben.

حقیقت مانند روغن است، در آخر بالای آب می‌آید.

Feuer ins Öl giessen

آتش را دامن زدن

Öl ins Feuer giessen

دامن بر آتش زدن

Öl ins Feuer gießen

آتش با آتش خاموش نشود

verschmiert sein mit Öl

آغشته به روغن

das geht wie Öl über unsere Lippen

مثل نقل و نبات بر زبان ما جاری است

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: MUIRIEL (de #341367), cojiluc (fa #8104415), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #3871653), cojiluc (fa #8102482), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #5320875), cojiluc (fa #8268358), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #5325927), cojiluc (fa #8268363), tatoeba.org
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: farhang von ckh
  7. ۷: farhang von ckh
  8. ۸: farhang von ckh
  9. ۹: farhang von ckh
منابع و مجوزها