خانه
xâne[xɒː.né]
das Haus
- جمع:
- die Häuser
- حالت اضافی:
- des Hauses
۱Das Haus ist neu.
خانه نو است.
یافتههای دیگر
برنامهٔ بودجه
دیدن واژهخانه داری
دیدن واژهلوازم خانگی
دیدن واژهپسماند جامد شهری
دیدن واژهدرآمد خانوار
دیدن واژهدوره فروشی کردن
دیدن واژهگربه
دیدن واژهاشغالگر خانه
دیدن واژهمعلم سرخانه
دیدن واژهبیبی
دیدن واژهدستفروش
دیدن واژهکسری بودجه
دیدن واژهجنگ شهری
دیدن واژهبلوک شهری
دیدن واژهتصرف
دیدن واژهزبان هوسه
دیدن واژهزایمان خانگی
دیدن واژهخوک
دیدن واژهخانهتکانی
دیدن واژهنمونهها
۲Fürchte nicht die Enge des Hauses, fürchte vielmehr die des Herzens.
از تنگی خانهها نترس، بیشتر از تنگی دلها بترس.
۳Ein Jahr nach dem Tod meiner Mutter habe ich ihr Haus versteigern lassen.
یک سال بعد از مرگ مادرم خانه را به مزایده گذاشتم.
۴Wenn dein Haus aus Glas ist, so bewirf deinen Nachbarn nicht mit Steinen.
وقتی خانهات شیشهای است به همسایهات سنگ پرت نکن.
۵Musik ist wie Frühstück - niemand sollte morgens ohne aus dem Haus gehen.
موسیقی مانند صبحانه است، هیچکس نباید بدون آن از خانه بیرون رود.
۶Wenn dein Haus aus Glas ist, so bewirf deinen Nachbarn nicht mit Steinen.
وقتی خانهات شیشهای است به همسایهات سنگ نینداز.