hausieren

فعل

تلفظ
[haʊ̯ˈziːʁən]

ترجمه‌های تأییدنشده

همهٔ صورت‌ها
  • hausiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • hausierendمعلوم، participle، حال
  • hausiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • hausierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • hausiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • hausiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • hausiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • hausiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • hausierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • hausierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • hausiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • hausiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • hausiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • hausieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • hausierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • hausierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • hausiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • hausiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • hausierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • hausierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • hausiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • hausiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • hausiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • hausiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • hausiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • hausiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

mit einer Sache hausieren gehen

با یک چیزی پیله کردن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها