خانه
xâne[xɒː.né]
das Haus
- جمع:
- die Häuser
- حالت اضافی:
- des Hauses
۱Das Haus ist neu.
خانه نو است.
یافتههای دیگر
برنامهٔ بودجه
دیدن واژهخانه داری
دیدن واژهلوازم خانگی
دیدن واژهپسماند جامد شهری
دیدن واژهدرآمد خانوار
دیدن واژهدوره فروشی کردن
دیدن واژهگربه
دیدن واژهاشغالگر خانه
دیدن واژهمعلم سرخانه
دیدن واژهبیبی
دیدن واژهدستفروش
دیدن واژهکسری بودجه
دیدن واژهجنگ شهری
دیدن واژهبلوک شهری
دیدن واژهتصرف
دیدن واژهزبان هوسه
دیدن واژهزایمان خانگی
دیدن واژهخوک
دیدن واژهخانهتکانی
دیدن واژهنمونهها
۲Wer im Glashaus sitzt, sollte nicht mit Steinen werfen!
کسی که در خانهٔ شیشهای زندگی میکند نباید سنگ پرت کند.
۳Er kam zu meinem Haus unter dem Vorwand, mich zu treffen.
او به بهانهٔ ملاقات کردن من به خانهام آمد.
۴Ehe du ein Haus kaufst, erkundige dich nach den Nachbarn.
پیش از اینکه یک خانه بخری از همسایگان مطلع شو.
۵Sie müssen Ihre Schuhe vor dem Betreten der Häuser ausziehen.
شما باید کفشهایتان را پیش از وارد شدن به خانه در آورید.
۶Wenn der Dieb im Haus ist, darf man ihn nicht draußen suchen.
وقتی دزد در خانه است، نباید او را در بیرون جستجو کرد.