خانه
xâne[xɒː.né]
das Haus
- جمع:
- die Häuser
- حالت اضافی:
- des Hauses
۱Das Haus ist neu.
خانه نو است.
یافتههای دیگر
برنامهٔ بودجه
دیدن واژهخانه داری
دیدن واژهلوازم خانگی
دیدن واژهپسماند جامد شهری
دیدن واژهدرآمد خانوار
دیدن واژهدوره فروشی کردن
دیدن واژهگربه
دیدن واژهاشغالگر خانه
دیدن واژهمعلم سرخانه
دیدن واژهبیبی
دیدن واژهدستفروش
دیدن واژهکسری بودجه
دیدن واژهجنگ شهری
دیدن واژهبلوک شهری
دیدن واژهتصرف
دیدن واژهزبان هوسه
دیدن واژهزایمان خانگی
دیدن واژهخوک
دیدن واژهخانهتکانی
دیدن واژهنمونهها
۲Meine Mutter war bis vor kurzem im Krankenhaus.
مادرم تا چندی پیش در بیمارستان بوده است.
۳Toms Haus ist nur drei Blocks von hier entfernt.
خانه ی تام فقط سه بلوک آن طرف تر از اینجاست.
۴Ich bin schon im Bett, wenn du nach Hause kommst.
تا اون موقع که تو برسی خونه من تو تختم هستم.
۵Dieses Haus ist vom Versorgungsnetz abgeschnitten.
این خانه خارج از شبکه است.
۶Sonntags verlässt mein Vater praktisch niemals das Haus.
پدر من به ندرت یکشنبه های بیرون می رود.