خانه
xâne[xɒː.né]
das Haus
- جمع:
- die Häuser
- حالت اضافی:
- des Hauses
۱Das Haus ist neu.
خانه نو است.
یافتههای دیگر
خانه اپرا
دیدن واژهمجلس علیا
دیدن واژهعمارت
دیدن واژهمهمانخانه
دیدن واژهانبار
دیدن واژهمجلس نمایندگان
دیدن واژهگرمخانه
دیدن واژهکافه
دیدن واژهفروشگاه بزرگ
دیدن واژهخانه فرهنگی
دیدن واژهخانه بالای درخت
دیدن واژهآشیانه قایق
دیدن واژهمعماری نیمچوب
دیدن واژهخانه ردیفی
دیدن واژهگاز گلخانهای
دیدن واژهمسکن
دیدن واژهشهادت دروغ
دیدن واژهبازیگری
دیدن واژهنمونهها
۲Wer ein altes Haus hat und eine junge Frau, hat Arbeit genug.
کسی که یک خانهٔ قدیمی و یک زن جوان دارد، به اندازه کافی کار دارد.
۳Es regnete gestern den ganzen Tag, deshalb blieb ich zuhause.
دیروز تمام روز باران بارید، به این دلیل من در خانه ماندم.
۴Statt dem Feind eine Grube zu graben, bau dem Freund ein Haus.
به جای کندن چاله برای دشمن، برای دوست خانه بساز.
۵Die Leute bauen Häuser, Dämme, Brücken, Schiffe und so weiter.
انسانها خانه، سد، پل، کشتی و غیره میسازند.
۶Kannst du kein Stern am Himmel sein, so sei ein Licht im Haus.
اگر نمیتوانی ستارهای در آسمان باشی، چراغی در خانه باش.