خانه
xâne[xɒː.né]
das Haus
- جمع:
- die Häuser
- حالت اضافی:
- des Hauses
۱Das Haus ist neu.
خانه نو است.
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- خاندان
- بیت
- کاشانه
- مسکن
یافتههای دیگر
تکلیف
دیدن واژهزن خانهدار
دیدن واژهکلبه
دیدن واژهسرایدار
دیدن واژهکار خانگی
دیدن واژهحیوان خانگی
دیدن واژهفیلماهیها
دیدن واژهپزشک عمومی
دیدن واژهپلاک خانه
دیدن واژهخانوادگی
دیدن واژهصاحب خانه
دیدن واژهحبس خانگی
دیدن واژهخانهدار
دیدن واژهسرور
دیدن واژهراه رو
دیدن واژهلوازم خانه
دیدن واژهپاپوش
دیدن واژهتجاوز به مصونیت مسکن
دیدن واژهنمونهها
۲Können wir einfach nach Hause kommen?
نمیشه بریم خونه?
۳Hinter unserem Haus liegt ein Garten.
باغی پشت خانه ما وجود دارد.
۴So Gott will, sind wir bald zu Hause.
اگر خدا بخواهد به زودی به خانه خواهیم رسید.
۵Jene Häuser sind fünfhundert Jahre alt.
آن خانه ها پانصد سال قدمت دارند.
۶Es liegt ein Garten hinter unserem Haus.
باغی پشت خانه ما وجود دارد.