واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

Getreide aufladen

تأییدنشده

گندم بار بندی کردن عبارت

عبارت

  • Getreide aufladenتأییدنشده

دستور زبان گندم بار بندی کردن

عبارت

با نشانه‌های واکه
گَندُم بار بَندی کَردَن
منبع‌ها و یادکردها