auf die schiefe Bahn geraten
۱auf die schiefe Bahn geraten
منحرف شدن
زبانزد
- auf die schiefe Bahn geraten
عبارت
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- falschen Weg gehen
فعل
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- verlorengehen
- verirren
دستور زبان گمراه شدن
زبانزد
- با نشانههای واکه
- گُمراه شُدَن
عبارت
- با نشانههای واکه
- گُمراه شُدَن
فعل
- با نشانههای واکه
- گُمراه شُدَن